۲۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۴۰ ق.ظ
ممنون میشم اگه تا آخرش بخونید🙏

امروز ساعت ۸ و رب بیرون بودم که ساعت ۷ و نیم فوتبال شروع شده بود...داشتم بدو بدو و با عجله میومدم و از اون ور هم تلفنی مادر گرامی گزارش بازی میکردن تا من برسم
با کلی استرس داشتم تند تند راه میرفتم با اون ماسک و... داشتم خفه میشدم (یه وضعی که مردم نگران نگاه میکردن...😂)
یهو نگاهم افتاد به یه پسر بچه...
جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۱۹ ب.ظ

پدرم دلواپس آینده برادرم است! اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بخندند...

برادرم نگران فشار کاری پدرم است!

اما حتی یک بار هم نشده خواسته‌هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.

مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمی‌برد اما حتی یک بار هم نشده که با من در مورد خوشبختی‌ام صحبت کند و بپرسد: «فرزندم چه چیزی تو را خوشحال می‌کند؟»

من با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار می‌شوم، اما حتی یک بار نشده که دستش را بگیرم با او به سینما بروم، ، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم!!!

زندگی خلاصه ایست از ناخواسته بدنیا آمدن،

      ناگهان بزرگ شدن،

               مخفیانه گریستن،

                         دیوانه وار عشق ورزیدن،

و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ،مردن....

چهارشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۴۸ ب.ظ

نظم عوضیِ دنیا این چنین است:

علت های پیش پا افتاده به وقایع بزرگ دامن زدند

و از سوی دیگر حوادث عظیم،

نتایج پیش پا افتاده ای داشتند...


سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۴۰ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۳۳ ق.ظ

-کاراگاه تو بچه نداری درسته؟

+ما به اونایی که همسرشونو از دست میدن میگیم بیوه

و به بچه هایی که پدر و مادرشونو از دست میدن میگیم یتیم

ولی...میدونی به پدر و مادرایی که بچه شونو از دست میدن چی میگن؟

هیچ کلمه ای وجود نداره....این خیلی بی رحمانه است که هیچ کلمه ای براش نیست

:)


دوشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۹، ۰۲:۳۴ ب.ظ

گفتی به جای عشق سراغ از هوس بگیر

پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر


محتاج آب و دانه شدن حق من نبود

ای مرگ ! انتقام مرا از قفس بگیر

يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۵۷ ب.ظ
بعد از ۲ ماه بالاخره از شر اون مواد قطور و سنگین رو ناخونام راحت شدم
حالا میگم شر...نه اینکه واقعا بد باشه خودم دوست داشتم که یه مدت اینکارو بکنم اما دیگه خسته شده بودم و دلم واسه ناخونای خودم تنگ شده بود!
حالا نیومدم اینارو بگم.‌.
خواستم بنویسم لاک زدن واقعا یه نعمت بزرگه!درست مثل آهنگ،نقاشی،نویسندگی یا هر چیز دیگه ای حال دل آدمو خوب میکنه‌..
یه نعمت بزرگ که فقط مخصوص دختراس 😊😁
پسرا دلتون بسوزه که همچین کاری نمیتونین انجام بدین🙃🙂
يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ق.ظ

امروز کلاس مجازی ادبیات داشتیم...با یه معلم فوق العاده شاد و باحال !

ازینایی که هم شوخی دارن با بچه ها هم ابهت خودشونو حفظ میکنن ،این ترکیب مورد علاقه منه😂

داشت ارایه درس میداد که توی مثالهاش چنتا بیت خیلی قشنگ گفت (صداشم فوق العاده قشنگه)که دلم نیومد براتون نزارم...

جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۰۶ ب.ظ


سلاااام به همه سرخ دلای عزیز😃

میبینم که بازم قهرمان شدیم و ... حالا حالا قهرمانیم / پرسپولیس ایرانیم

قهرمانی مبارک همتون باشه 

ما بی نظیریممم و چی بهتر و قشنگ تر ازینکه اوج خوشحالیم تو تیمم خلاصه میشه!

و چه چیزی لذت بخش تر از فوتبال !

برای من برد تیمم و تاریخ پرسپولیسم مهمتر از هر خرید و مهمونی و ... دخترونست!

من دختر فوتبالی پرسپولیسی ام😊

و همیشه قهرمان و سرافرازم...

چهارمین قهرمانی پیاپی و پوکر ارتش سرخ مبارک هممون💪

🏆🏆❤️🏆🏆

مینویسم بر فراز آسمان / پرسپولیس زیباترین عشق جهان






جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۹، ۰۲:۴۴ ب.ظ
ازین سَرنوشتی کِه بِهش دُچارَم 
مَگه بَدترَم بود؟
یه مُشت خوابِ بَد شُد...
هَمه رویاهایی کِه تویِ سَرم بود!
|امیرعباس گلاب|
پنجشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۱۵ ب.ظ

ای عشق! دل دوباره غبار هوس گرفت

از من گلایه کرد و تو را دادرس گرفت


دل بازهم بهانه ی رفتن گرفت و باز

تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت


گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم

اما دلم برای همان هیچ کس گرفت


افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست

افسرده آن دلی ست که از همنفس گرفت


لبخند و ریشخند کسی در دلم نماند

هرکس هرآنچه داد به آیینه پس گرفت


فاضل نظری 

چهارشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۴۶ ب.ظ
سلاااام 😃
ایشالا حالتون خوب باشه ،من که عالیممم
دیدین یه وقتایی بعد چندروز خستگی و درس و مریضی و ... یهو یه خبر خوب و اتفاقی که اصلا فکرشو نمیکنید میوفته؟؟
دقیقا الان تو همین حالم 
و یه چیز جالب دیگه که الان متوجه شدم اینه که اصصصلا تو کنترل و مخفی نگه داشتن احساساتم موفق نبودم و اینکه مادر گرامی از چشمام همه چیزو خوندن😂
خلاصه که..یه هفته ای هست مدرسه ها شروع شده و حسابی خسته ام و بعد ۹ روز یه مریضی سختو پشت سر گذاشتم الانم درگیر کارها بودم که یهو این خبر بهم رسید و کل خستگی در رفت🙃🙂

پ ن :نمیتونستم خبرو بگم🙄جنبه عمومی نداشت!😁
بماند به یادگار: چهارشنبه یکم مرداد